آموزش مقدماتی تا پیشرفته زبان انگلیسی با ویدیوهای English Today - فصل 5 قسمت 7

Season 5 - Episode 7

English Subtitle

زیرنویس فارسی

G3

00:00

04:11


Give Directions
مسیر و آدرس دهی

برای نشان دادن مسیر از imperative یا جملات امری استفاده می کنیم. جملات امری از infinitive یا همان مصدر افعال ساخته می شود.(توضیحات بیشتر در گرامر بعد)
Infinitive + …

go out of the front door and turn left.
برو جلو درب و بپیچ به چپ

Go straight on
مستقیم برو جلو (انگلیسی بریتانیایی)

Go straight ahead
مستقیم برو جلو (انگلیسی آمریکایی)

past the traffic light
از چراغ راهنما عبور کن

Follow June Lane to the end of the street
کوچه "جون" را تا انتها دنبال کن(برو)

the book shop is the second shop on the left
کتابفروشی دومین فروشگاه سمت چپه

next to the butcher's
کنار قصابی

the book shop is on the right past the museum
کتابفروشی سمت راست بعد از موزه است

between a chemist's and bank
بین داروخانه و بانک

Take the first left/right
سر اولین (چهارراه) بپیچ چپ/راست

Take a bus/a train/the subway to…
یه اتوبوس/قطار/مترو بگیر به...

Take the subway to…
یه مترو بگیر به...
Take the tube to…
یه مترو بگیر به...

Turn right into
بپیچ به راست توی(خیابان یا ...)

Go past the shop
از مغازه رد شو!

Go along the street
در امتداد خیابان برو

It's next to
بغلِ... است

It's near to
نزدیک به ... است

It's opposite
مقابل ... است

It's between … and …
بین ... و ... است

It's on the left/right
دست چپ/راست است

Go out of the front door and turn left. Go straight ahead until the traffic lights. At the traffic lights turn right into June Street. Follow to the end of the street, then turn right again. And, go down May Avenue. And the bookshop is the second on the left.

از در جلویی برو بیرون و بپیچ چپ. مستقیم تا چراغ راهنمایی برو. سر چراغ راهنمایی بپیچ راست داخل خیابون June. تا آخر خیابون برو بعد دوباره بپیچ راست. و تا ته بلوار May برو. کتابفروشی دومی سمت چپه.

attract
جذب کردن، شیفته خود کردن
lover
عاشق
she's more like a mother than a lover, isn't she?
بیشتر شبیه یه مادره تا یه عاشق، نه؟
direction
مسیر، جهت _ دستور، فرمان
same
همان، همین، یکسان، شبیه
amber
کهربایی، زرد مایل به قهوه ای
imperative
امری، دستوری، مصدر فعل
indicate
نشان دادن، نمایان ساختن؛ اشاره کردن بر
actual
واقعی، درست، دقیق
spot
مکان، محل، نقطه
instruction
دستورالعمل، راهنمایی

Loading...

انگلیش تودی | فصل 5 - قسمت 7